احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
476
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
ميهنپرستان ايرانى مقيمين خارجه مراقب كليهء تحولات بين المللى بوده و هيچ فرصتى را براى دفاع از حيثيت ايران از دست ندادند ، منجمله چون از هيئت اجتماعيون هلند و اسكانديناو در بياننامهء كه در اوايل محرم درباره مقاصد خود و شرايط صلح نشر كرده بود درباره ايران فقط بذكر لزوم مذاكره در باب استقلال اقتصادى تنها اكتفا نموده بود لهذا نماينده مليون ايران در استكولم سيد محمد على جمالزاده اعتراضنامهء در 16 محرم 1336 نوشته و بدان هيئت فرستاد كه صورت آن در شمارههاى 17 محرم روزنامهاى سوئدى « آفتن بلادت » و « نياوا كيلكلت آلهامبرا » طبع و در بعض روزنامهاى ديگر نيز ذكرى از آن شده است . اعتراضنامه مذكور اولا دلايلى چند براى آنكه استقلال اقتصادى براى يك مملكتى نه فقط ناكافى بلكه غيرقابل اجرا هم هست آورده سپس بذكر منافع و فوايدى كه در وجود يك ايران بالتمام مستقل براى دنيا و آتيه صلح مستمر آن ملحوظ است پرداخته و پس از اظهار حيرت و تأسف از آنكه روسيه باوجود آنكه تا ديروز باعث اغلب سيهروزيهاى ايران بود امروز در جزو شرايط صلحى كه بتوسط اسكو بالف نماينده دسته كاركنان و سربازان در تاريخ 4 محرم بهيئت متفقين كه ميبايستى در پاريس برپا شود فرستاد استقلال تام و تمام ايران را در تحت ماده دهم از شرايط اساسى صلح قرار ميداد و حال آنكه هيئت اجتماعيون كه آنهمه دعوى عدالتپرورى و مساوات و آزادىطلبى دارد از استقلال سياسى ايران هيچ سخنى نرانده و از خطرات سياسى و طمعكارى انگليس در آسياى غربى و آرزوهاى ملت ايران نامى نياورده است . اعتراضنامهء جمالزاده به اين جمله ختم مىشود : « ملت ايران جز آزادى و استقلال كه از جمله مشروعترين حقوق وى است و بدان سزاوارى كامل دارد آرزوئى ندارد و تمام قصد وى اينست كه آزاد و آسوده خدماتى را كه در گذشته بتمدن و ترقى نوع بشر نموده ادامه داده و از پرتو سعى و كوشش و هوش فطرى خود گنجهاى پربهاى ديگرى بسرمايه معنوى نوع بشر افزوده و در طريق صلح و رفاه و ترقى نشو و نما نمايند . » چون اين فصل گنجايش شرح كليهء حوادث انقلاب روس را ندارد ما از ذكر بعضى وقايع غيرمهمه صرفنظر ميكنيم و در خاتمه موضوع حبس مأمورين دولت شاهنشاهى در روسيه را از زبان حسن فرزانه نايب سوم سفارت ايران نقل مينمائيم : « در اثر توقيف چند نفر از مأمورين رسمى دولت سويت بوسيلهء نظاميان انگليس در خراسان شورويها عكس العمل تندى نشان داده اقدام به دستگيرى و حبس شارژهدافر ايران اسد بهادر در پطروگراد و جنرال قونسول ايران مبصر روشنى در حاجى طرخان و قونسول شاهنشاهى داود پناهپور در قفقازيه نمودند . چنان كه بخاطر دارم سه ساعت بعد از ظهر بود كه در منزل اسد بهادر تازه از سر ناهار برخاسته بوديم اسد خان شخصى بسيار خوشمشرب و مهماننواز بود و باوجود محدوديت اعتبار پذيرائى سفارتخانه همواره سفرهء گشاده داشت و غالبا محمد على مقدم و من با عده ديگر از دوستان در منزل او دعوت ميشديم . بلافاصله پس از صرف ناهار دربان سفارت اطلاع داد كه يكنفر افسر چكا ( مخفف كميسيون فوق العاده مبارزه با مخالفين انقلاب و مرتجعين ) با آقاى شارژهدافر كار دارد . حاجت به تذكار نيست كه در آن موقع عمليات شديد چكا توليد بيم و هراس در عامه نموده بود لذا خانم اسد بهادر كه اصلا لهستانى و از اوضاع زمان انقلاب اطلاع كامل داشت با نگرانى فوق العاده بجاى شوهر خود نزد افسر چكا رفت و بعد از چند لحظه با ناراحتى بيشترى مراجعت كرده گفت افسر مزبور ميگويد مأموريت مخصوصى دارد كه بايد به شخص شارژهدافر ابلاغ كند . ناچار اسد بهادر شخصا به همراهى اينجانب در دفتر كار خود مأمور چكا را پذيرفت افسر مزبور اظهار داشت « برحسب امر رفيق لنين صدر كميسرهاى ملى دولت كارگران و دهاقين روسيه مأمورم اسد بهادر شارژهدافر ايران را به مسكو ببرم » فرصت جمعآورى اوراق روى ميز و تغيير لباس را هم به اسد خان نداده او را با اسكورت چهار نفر سالدات دژبان با خود به مسكو بردند . سه روز از اين قضيه گذشت ، ما باوجود تلاش بسيار نتوانستيم پى بسرنوشت اسد بهادر ببريم و از محل توقيف وى خبرى بدست بياوريم ، كاركنان كميسارياى خارجه هم از موضوع اظهار بىاطلاعى ميكردند تا بالاخره روز